مربی پژوهنده

امور تربیتی - پرورشی

تعلیم و تربیت

در مکتب اسلام تعریف تعلیم و تربیت و رابطۀ آن با یکدیگر آنچنان عمیق و واضح است که با مراجعه به آن می توان از خطاهای احتمالی در امان بود. در دین مبین اسلام علم به نور ، دلیل ، حجت ، معرفت و ادراک حقیقت و شعور تعبیر شده و به اوصافی چون امامُ العقل ، امامُ العمل ، قائد ، مصباح العقل ، جمال ، اصل هر خیر و امثال آن که در کتاب غررالحکم قابل دسترسی می باشد توصیف شده است.

تعلیم : تعلیم یعنی رساندن متعلّم به حدی که حقیقت مسئله مورد نظر را درک کند به عبارتی تعلیم انتقال دانسته های عالم به متعلّم است.

 تربیت : تربیت در لغت عرب به معنی اتمام ، اصلاح ، رشد بخشی و نمو دادن مرحله به مرحلۀ متربّی تا حد نهایی آن است.

تربیت به معنی زیاد کردن و پرورش دادن و اگر از ریشۀ «ربّبه» یعنی «رب» به آن نگاه کنیم به معنای رویاندن و پدید آوردن مرحله به مرحله تا حد کمال آن است. پس تربیت یعنی برانگیختن و شکوفا کردن و رشد دادن استعدادهای انسان در جهت کمال با استفاده از تلاش متربی و فراهم کردن زمینه ها و عوامل موثر و لازم.

به تعبیر روشن تر تربیت خطی است که نقاط آن را تعلیم تشکیل می دهد. با توجه به معانی تعلیم و تربیت خوب است مقایسه ای بین این دو تعریف داشته باشیم.

 

 

   تعلیم :                                                         تربیت :

به نور رساندن                                                 نورانی بارآوردن

به حکمت رساندن                                           حکیم بار آوردن

عالم کردن                                                     روحیه علمی بخشیدن

به ادراک و شعور رساندن                                  با شعوربار آوردن

به فکر واداشتن                                               متفکر بار آوردن

با استقلال و ابتکار آشنا ساختن                         مستقل ومبتکر بار آوردن

به تعقل و تعمق واداشتن                                  عاقل وعمیق بارآوردن

نشان دادن حق                                              برحق بار آوردن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 10:43  توسط تیزرو  | 

تاثیر علم و آگاهی در تربیت

 

یکی از زمینه های پرورش اخلاق بالا بردن سطح علم و معرفت افراد است، چرا که هم با دلیل منطقی و هم با تجربه های فراوان به ثبوت رسیده است که هر قدر سطح معرفت و دانش الهی نسان بالاتر برود فضائل اخلاقی در او شکوفاتر می شود؛ و بعکس، جهل و فقدان معارف الهی ضربه شدید بر پایه ملکات فضیله وارد می سازد و سطح اخلاق را تنزل می دهد.

اهمیت این رابطه تا بدانجا است که بعضی از دانشمندان و فلاسفه آنقدر در این باره مبالغه کرده اند که گفته اند «علم مساوی است با اخلاق» . و به تعبیر دیگر، علم و حکمت سرچشمه اخلاق است (آن گونه که از سقراط نقل شده) و رذائل اخلاقی معلول جهل و نادانی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 11:22  توسط تیزرو  | 

وظیفه ما در مواجهه با جنگ نرم

 امروز استفاده از قدرت نرم برای تأمین منافع ملی و تمامیت ارضی کشور ، ضرورت است و مراقبت از کشور در برابر تهدید نرم حیاتی است .

     استفاده از قدرت نرم علیه تمامیت ارضی، استقلال و هویت ملی کشور تنها در شرایط ضعف نظام اتفاق نمی افتد بلکه در «پیروزی های خیره کننده» دیده می شود. از این رو رهبرمعظم انقلاب اسلامی برای خنثی کردن تهدیدهای دشمن، دانشجویان، اساتید دانشگاهها و هنرمندان را به میدان فراخوانده اند.

     در جنگ نرم، دشمن از ادبیات خاص یعنی " تاریک نشان دادن آینده "  استفاده می کند و با ایجاد شک و تردید در اصول و دستاوردها تلاش می کند تا مردم را دچار ترس و اضطراب کند و نیروهای اصلی را خسته نماید.

     رهبر معظم انقلاب اسلامی ، برای خنثی شدن این ترفند به اساتید دانشگاهها فرمودند : " لازم نیست شما از افراد نام ببرید ولی لازم است که به دانشجویان امید بدهید تا دستاوردهای بزرگ کشورشان را کوچک نبینند ."

     در جنگ نرم، از «احساسات» و «مظلوم گرایی» به عنوان چاشنی اقدامات خطرناک استفاده می شود . در این میدان آن دسته از نیروهای جوان که به دلیل برخورداری از هوشیاری سیاسی  دست فتنه گران را می خوانند، وظیفه ای مهم بر عهده دارند. رهبر معظم انقلاب با تأکید بر رسالت دانشجویان با عنوان " افسران جوان" و اساتید دانشگاه با عنوان " فرماندهان خودی جبهه نرم "  مسئولیت آنان را یادآور شدند.

     جنگ نرم، صحنه رویارویی دروغ های بزرگ با واقعیت های تردیدناپذیر است . در این جنگ نرم، کافی است که هواداران جبهه حق بیدار باشند و بیکار ننشینند چرا که زبان حق همیشه مؤثرتر از زبان باطل است .

                 

                  

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 14:46  توسط تیزرو  | 

نقش رسانه ها در گذر از آموزش دینی به تربیت دینی

انسان  در  زندگی اجتماعی و در برخورد با غیر خود، نیاز شدیدی به ارتباط دارد و تنها از  این طریق است كه نیازهای فردی و اجتماعی خود نظیر نیاز به احساس امنیت و میل به رشد را برآورده می كند. انسان از همان آغاز برای برقراری ارتباط و رساندن پیام خود به دیگران، شیوه های گوناگونی را به كار برده است؛ از اشارات، كلمات و اشاره های رمزی  اولیه  گرفته، تا  استفاده از پیشرفته ترین و در  عین حال پیچیده ترین وسایل ارتباطی  مدرن امروزی.

 

رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی كه در طول تاریخ دارای سرعت بسیار كند و ناچیزی بوده اند، در عصر حاضر تحول چشمگیری یافته اند.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 14:36  توسط تیزرو  | 

نقش والدين در رشد اجتماعي كودكان

در پرورش شخصي كودكان، والدين بايد توجه داشته باشند كه چگونگي رفتار اجتماعي كودك از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار است. براي اين كه بچه‌ها از رشد مطلوب اجتماعي برخوردار باشند لازم است الگوهاي رفتاري بزرگسال، بيش از هر چيز نگرش مثبت به افراد مختلف و فعاليت‌هاي اجتماعي در ايشان ايجاد كند و اين مهم انجام نخواهد شد مگر رفتار مهربانانه، صميمي و دوست‌داشتني والدين. كودكان به عبارت ديگر براي اين‌كه نگرشي مثبت به برقراري ارتباط با ديگران داشته باشند، بايد از تجارب دلپذير و خوشايند اجتماعي بهره‌مند شوند. زماني‌كه الگوهاي بزرگسال چون پدر و مادر همواره رابطه‌اي صميمي و عاطفي با كودك برقرار كنند و تعادل اجتماعي را با همراهي و همكاري و بازي و نشاط توا‡م سازند، آمادگي كودك براي ايجاد ارتباط با ديگران و مشاركت در فعاليت‌هاي اجتماعي بيشتر مي‌شود. بر عكس كودكاني كه والدين آنها جز رفتار آمرانه و تحكم‌آميز رفتار ديگري با ايشان ندارند، به لحاظ همين تجارب ناخوشايند و تنفرانگيز چندان تمايلي براي ارتباط با ديگران نشان نمي‌دهند. اضطراب، كمرويي، عصبانيت و پرخاشگري والدين از آفات رشد مطلوب اجتماعي كودكان مي‌تواند باشد. براي اين‌كه كودكان تشويق شوند تا ارتباط اجتماعي‌شان را گسترش دهند بايد خاطرات شيرين رابطه آنها با والدين آنچنان در ذهنشان مانده باشد كه با رضايتمندي اجتماعي آماده ارتباط مثبت و متقابل با ديگران باشد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 12:29  توسط تیزرو  | 

فعالیت فوق برنامه و مکمل چیست؟

    


فرآیند یاددهی و یادگیری ، فرآیند دو جانبه ای است که در آن یاددهی با ابتکار  و خلاقیت معلم و یادگیری بر اساس مفاهیم و اهداف درس است به نحوی که هر دو  طرف فر آیند ، معلم و متعلّم در این فعالیت مشارکت داشته باشند.    به فعالیت هایی که بر اساس نوآوری و ابتکار معلمین در کنار تدریس و بر اساس   آموزش مفاهیم و اهداف درس به کار گرفته شوند و در داخل یا خارج کلاس انجام   شود ، فعالیت مکمل گفته می شود. 

 چنانچه این فعالیت ها با توجه به شرایط خاص منطقه ای یا اقلیمی باشد و یا در  راستای آموزش استعدادهای خاص فراگیران باشد ، فعالیت فوق برنامه گفته می شود. همزمان با آغاز سال تحصیلی اعضای شورای مدرسه با توجه به علائق و نیاز های دانش آموزان اهداف یک ساله ای را تنظیم می نمایند که بعد از تعیین هدف شیوه  ای متناسب با رفع نیاز های عنوان شده دنبال می شود . به همین منظور برخی  فعالیت ها و برنامه ها پیش بینی می شود تا در مدت یک سال با نظارت کلیه ی عوامل اجرا شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 19:17  توسط تیزرو  | 

نقش تربیتی رسانه

 

 

 

نقش مطبوعات ( رسانه ها ) در کشور ها  منعکس کردن آرمانهای ملت است

مطبوعات ( رسانه ها ) باید  مثل  معلمینی باشند  که مملکت را  و جوانان  را

تربیت می کنند وآرمان ملت را منعکس می کنند.                        26/2/1358

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 12:12  توسط تیزرو  | 

شرح وظایف مربی پرورشی ( امور تربیتی ) مدارس

 

شاغل این پست با رعایت اصول  وموازین شرعی و قانونی زیر نظر معاون پرورشی و تربیت بدنی مدرسه عهده دار وظایف ذیل می باشد:

  1. برنامه ریزی با تکیه بر روش های نوین پرورشی مبنی بر ساخت های پرورشی به منظور ایجاد فرصت های مناسب در مدارس
  2. تهیه و تدوین برنامه سالانه و تقویم اجرایی ان
  3. بر گزاری و اقامه نماز جماعت با مشارکت فعال دانش آموزان و سایر کار کنان مدرسه
  4. همکاری، هماهنگی و تعامل با مدیر و سایر همکاران آموزشی و پرورشی مدرسه برای انجام وظایف محوله در چارچوب پست مورد تصدی
  5. همکاری با مدیر و  معاون پرورشی و تربیت بدنی مدرسه در خصوص الویت بندی و تدوین برنامه ها و  پیش بینی منابع مورد نیاز فعالیت های تربیتی با توجه به نیازها و ویژگی های دانش آموزان جهت ارائه و تصویب در شورای مدرسه
  6. همکاری با معاون پرورشی و تربیت بدنی مدرسه و سایر همکاران در تهیه برنامه های فوق برنامه         دانش آموزان ( اردوها، بازدیدها، نشست های دانش آموزی ، مسابقات و ... ) و پیشنهاد به مدیر مدرسه جهت انجام مراحل قانونی و اخذ مجوزهای مورد نیاز و تأمین منابع لازم
  7. تقویت حس مسئولیت پذیری دانش آموزان در برابر خود و دیگران از طریق مشاکرت آنان در فعالیت های مختلف
  8. پیش بینی راه های مختلف تشویق دانش آموزان برای درک حفظ ارزش های اسلامی – میهنی به گونه ی متعادل در کنار یکدیگر
  9. کوشش در جهت حفظ ارتباط و تعامل مطلوب معلم  و دانش آموز به منظور حفظ ارزش های معلم و شاگرد
  10. آشنایی و به کار بستن فن آوری اطلاعات و اینتر نت و فن آوری های نو پدید
  11. ایجاد و تحکیم ارتباط عاطفی و صمیمی با دانش آموزان به منظور تقویت ارزش ای اخلاقی ، مذهبی و پیشگیری از آسیب های رفتاری و اجتماعی
  12. تدریس درس پرورشی و سایر دروس مرتبط طبق دستور العمل های صادره از سوی معاونت پرورشی و تربیت بدنی در دوره راهنمایی و متوسطه
  13. ارتباط مستمر با والدین و معلمان به منظور رشد و شکوفایی متعادل استعداد های علمی، فرهنگی ، ورزشی و دینی دانش آموزان
  14. پیگیری فعالیت های پرورشی و  مشکلات تربیتی دانش آموزان در خارج از مدرسه با هماهنگی با مدیر یا معاون پرورشی و تربیت بدنی
  15. بررسی وشناسایی مسائل و مشکلات تربیتی دانش آموزان با همکاری دیگر عوامل مدرسه و ارجاع دانش آموزان نیازمند به خدمات راهنمایی و مشاوره به هسته ها و مراکز مشاوره در مناطق
  16. تهیه و تدوین گزارشهای مستمر عملکردی به صورت تحلیلی و کیفی در زمینه فعالیت های تربیتی و ارائه آن به مسئول بلافصل در چارچوب پست مورد تصدی
  17. ارتقاء سطح دانش و مهارت های مورد نیاز به صورت فردی( خود ارتقایی) شرکت در دوره های آموزش ضمن خدمت به منظور آشنایی با شیوه های نوین و بهینه فعالیتهای پرورشی
  18. تشویق دانش آموزان جهت عضویت و شرکت فعال و مؤثر در شوراها، مجامع ، کمیته ها و جلسات مرتبط با برنامه ها و فعالیت های تربیتی و تحصیلی
  19. استفاده بهینه از امکانات، تجهیزات و وسایل برای انجام فعالیت های پرورشی دانش آموزان و پیش بینی کمبودهای احتمالی
  20. جلب مشارکت فعال همکاران ، دانش آموزان واولیاء در برنامه ریزی و اجرای مطلوب برنامه ها و فعالیت های پروشی با استفاده از ظرفیت ها ( شورا ، بسیج و سایر تشکل های دانش آموزی )
  21. انجام سایر امور مربوط عندالزوم موزان جهت 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 21:37  توسط تیزرو  | 

ارتباط مربیان با نوجوانان و جوانان

اگر معلمان و مدارس ما نتوانند جوانان را اقناع جذب کنند و آنان این احساس را نداشته باشند که اگر مسلمان باشند و در جمهوری اسلامی ایران زندگی بکنند، دارای حرمت هستند، با تظاهر و ظاهر سازی مسأله‏ای حل نمی‏شود.

معلمان ماعسسنیستن که جوانان از ترس آنها تظاهر به داشتن بعضی از ارزشها بکنند.این مسائل را باید در سطح بالای حکومت و در عرصه‏های مختلف، به خصوص آموزش و پرورش در نظر داشته باشیم.

باید محیطی ایجاد شود که همه به خصوص جوانان به دخالت در سرنوشت خود اعتماد پیدا کنند.

اگر نسل جوان به طور درست پرورش یابد، آینده کشور تضمین شده است.

رابطه معلم و دانش آموزان باید دو طرفه باشد، نه رابطه‏ای یک طرفه، و حاصل کار تنها مشتی اطلاعات و امتحان آخر سال باشد که فراموش می‏شود.

تحرک، شور و نشاط لازمه جوانی است. جوان اگر گوشه‏گیر باشد، باید در مورد او نگران بود.

هرگونه عدم توجه به جوانان ممکن است ضایعه ایجاد کند.

اگر کاری کنیم که جوان پرسش نداشته باشد و فقط پذیرنده و مطیع محض باشد، ریشه تفکر را در او خشکانده‏ایم.نباید از ترس اینکه جواب پرسش جوانان و نوجوانان را نمی‏توانیم بدهیم، جلوی سؤال آنان گرفته شود.

بیماری تاریخی قانون ستیزی باید از جامعه جوان کشود زدوده شود.حق جوانهاست که حرف بزنند و در سرنوشت خود دخالت کنند.

دانش آموزان را جدی بگیرید.ما حق نداریم ذهنیات خودمان را به آنان تحمیل کنیم. بچه‏ها بر اساس فرایند زمان نظر دارند.فکر و ایده‏جوانان امروز با جوانان دیروز فرق می‏کند و جوانان باید در فرایند رشد حضور داشته باشند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 20:44  توسط تیزرو  | 

خانواده و نقش عملکرد آن در تربیت دینی ، تضاد شیوه های تربیتی خانواده ومدرسه

در تربیت اخلاقی، تربیت دینی از جایگاه رفیع برخوردار است. تحقیقات انجام شده نشان میدهد که تربیت دینی توسط خانواده ها نقش اساسی در سلامت روان و سازگاری اجتماعی دارد. همچنین پژوهش ها مؤید این مطلب است که مذهب می تواند خویشتن داری را که عنصر اساسی در تربیت است افزایش دهد و در این میان خانواده می تواند بعنوان اصلی ترین و اساسی ترین عنصر تربیت دینی تلقی شود.
هدف از تربیت دینی آن است که مربی چه در مقام معلم و چه در مقام والدین شور و شوق فطری کودک را نسبت به جلال و جمال الهی پرورش دهد و از رهگذر آن فضایل اخلاقی را به ملکات اخلاقی مبدل سازد.
برای آنکه بتوان تعریفی از تربیت دینی به دست آورد نخست باید به تبیین معنای «تربیت» و «دین» پرداخت.
تربیت عبارتست از: «فراهم آوردن زمینه ها و عوامل به فعلیت رساندن یا شکوفا ساختن استعدادهای شخص در جهت رشد و تکامل اختیاری او به سوی هدفهای مطلوب»[1]
دین در لغت به معنای جزا، اطاعت و قهر و غلبه، عادت، انقیاد، خضوع و پیروی است و در اصطلاح عبارتست از: «مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی که برای اداره امورجامعه انسانی وپرورش آنها بکار گرفته میشود».[2]
با عنایت به تعریفی که از «تربیت» و «دین» به عمل آمده می توان گفت تربیت دینی فرایندی است دو سویه میان مربی و متربّی که ضمن آن مربی با بهره گیری از مجموعه عقاید، قوانین و مقررات دینی تلاش می کند تا شرایطی فراهم آورد که متربی آزادانه در جهت رشد و شکوفایی استعدادهای خودگام برداشته، به سوی هدفهای مطلوب رهنمون گردد.
تربیت دینی همچون سایر جنبه های تربیت مانند تربیت جسمانی، ذهنی، اخلاقی و... فرایندی است دو سویه که باید آموخته و فراگرفته شود، با این تفاوت که این نوع تربیت از سایر انواع تربیت است و باید دقت و ظرافت خاص انجام شود. یادگیری در تربیت دینی دارای سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری است که خانواده ها در هر بعد وظایف خاصی را باید بکار گیرند. که در اینجا به دو مورد از این ابعاد اشاره می کنیم.
1- بعد شناختی:
خانواده ها نخست باید به کودکان اندیشیدن را بیاموزند. این منظور به دست نمی آید، مگر آنکه مقدمات آن فراهم آمده باشد. فکر، نخست با احساس آغاز می شود. از ترکیب تاثرات حسی، عقل حسی و مفاهیم، و از ترکیب مفاهیم، ادراک عقلانی حاصل می شود.
خانواده نخست باید آموزش را از آشنایی کودک با طبیعت آغاز کند. بدین معنا که درباره نظم و زیبایی سخن گفت: سپس رابطه طبیعت را با خدا تبیین کرد، به تدریج که کودک رشد می کند می توان مفاهیم دینی را بدو آموخت.
باید به کودک آموخت که تصور خداوند در هر حالت و هر شکل باید همراه با تقدیس و تکریم باشد. باید مراقب بود تا والدین و سایر اعضای خانواده بی جهت نام مقدس خداوند را به زبان نیاورند زیرا دیده شده که به خاطر هر چیز بی ارزشی به نام خدا قسم می خورند و با این کار قداست نام خدا را کم رنگ می کنند و کودکان نیز به تبعیت از خانواده بطور مکرر و بی جهت نام خدا را به زبان می آورند.
2- بعد رفتاری:
مربی در خانواده چه در جایگاه پدر و مادر و چه در جایگاه خواهر و برادر باید سعی کند تا در کودک فضایل اخلاقی به ملکات اخلاقی مبدل گردد. برخی از فلاسفه معتقدند که باید فضایل اخلاقی چنان در روح آدمی رسوخ کند که حتی در خواب هم به عمل خلاف نیندیشند و این ممکن نیست مگر آنکه عادات نیک از کودکی در وی پرورش یابد. به همین جهت تربیت را فن تشکیل عادات دانسته اند. گرچه برخی از علمای تعلیم و تربیت جدید تشکیل عادات را روشی تلقینی دانسته آن را مغایر با تربیت می دانند، اما اکثر متفکرین تعلیم و تربیت بر این نکته اتفاق نظر دارند که باید تلاش کرد تا از طفولیت ،کودک در خانواده خود به عادات نیک خو گیرد و پرورش یابد.[3]
یکی از راههایی که کودک می تواند به وسیله آن دارای عاداتی نیک و رفتاری پسندیده گردد، داشتن الگوی مناسب است. بهترین الگو برای کودک خانواده و در خانواده پدر و مادر در رتبه نخست قرار دارند. گرچه محیط پیرامون آدمی، جامعه، فرهنگ، حکومت و به خصوص مدرسه، تاثیر بسزائی در تربیت دینی و اخلاقی کودک دارد، اما خانواده از جایگاه ویژه ای برخوردار است. کودکان از سالهای نخستین زندگی خود از طریق الگوپذیری به یادگیری می پردازند.
والدین که عامل اصلی تربیت او هستند و مهمترین نقش را در پرورش وی ایفا می کنند آنها از یک سو عامل وراثتند و از سوی دیگر عامل محیطی، در جنبه وراثت خصایص بسیاری را از خود و اجداد خود به فرزندان منتقل می کنند و در جنبه محیط نیز دامان والدین نخستین مدرسه برای کودک است که در آن، همتهای بلند، ارزشهای عالی، خلق و خوی نیکو و آزادگی و یا به عکس پستی ها، توسری خوریها، کج خلقی ها و انزواطلبی ها را می آموزد.
غالباً دیده شده که تقریبا از اواخر سالهای دوم، به خصوص سال سوم زندگی کودک به تقلید از اطرافیان خود می پردازد. بطوری که می توان به نیکی دریافت کرد که کودک رفتار ایشان را در نظر دارد و از ایشان تقلید می کند. علاقه کودک به پدر و مادر و محبتی که از ایشان می بیند سبب می شود تا به همانند سازی با ایشان همت گمارد. به همین جهت است که رفتار والدین نقش اساسی در تربیت فرزندان خواهد داشت. [4]
برای اینکه این الگو پذیری کودک از والدین در خانواده بنحو احسن صورت گیرد مهمترین عامل یکی بودن کردار و گفتار در خانواده است. آنچه پدر و مادر می گویند و بدان عمل می کنند برای کودک به منزله حجت تلقی شده و از اعتبار خاصی برخوردار است. بنابراین همخوانی کردار و گفتار تائیدی است بر آنچه والدین، کودک خود را به آن ترغیب می کنند. عدم هماهنگی میان قول و فعل ایشان نه تنها نصایح آنان را بی اعتنا می سازد، بلکه موجب می شود. تا شخصیت پدر و مادر نزد فرزند کم رنگ و بی رونق شده، درموارد دیگر نیز خود را ملزم به اطاعت از پدر و مادر نبیند. [5]
توصیه های کلامی و به بیان دیگر پند و اندرز شیوه ای است که اگر با رعایت نکات روان شناختی همچون حفظ احترام مخاطب، پرهیز از تکرار و توضیح بیش از حد، بهره گرفتن از استدلال و توجیه منطقی انجام شود تاثیر بسزایی خواهد داشت، اما با این وجود عمل مرتبه ای بالاتر را داراست. برای مثال ما به عنوان مربی می توانیم به کودکان بیاموزیم که چرا و چگونه باید در حفظ بهداشت محیط زندگی خود بگوشیم و چه وظایفی در این زمینه داریم. اما هر گاه بر روی زمین آشغالی دیدیم خود آنرا برداشته، در محل زباله قرار دهیم تاثیر بیشتری خواهد داشت، زیرا اولاً او را با وظایف خود آشنا کرده ایم و ثانیاً متوجه خواهد شد که کار برای همه حتی مربی نه تنها وظیفه بلکه افتخار است تا مصداق آیه شریفه:
«اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم»[6] واقع نشوند.
اندیشمندان و مربیان بزرگ مسلمان درباره اهمیت و ارزش تربیت در خردسالی و کودکی چه نکته ها و چه سخنها که نگفته اند.
غزالی می گوید: بدان که کودک امانتی است در دست مادر و پدر، و آن دل پاک وی چون گوهری است نفیس، و نقش پذیر است چون موم و از همه نقشها خالی است. چون زمینی پاک است که هر تخم که در وی افکنی، بروید، اگر تخم خیر افکنی به سعادت دین و دنیا شریک باشند، واگر برخلاف این باشد، بدبخت شود و ایشان در هر چه بر وی رود شریک باشند.[7]
خانواده هایی که آرزو دارند فرزندان صالح، راستگو، معتقد و اهل نماز و عبادت داشته باشند باید خود چنین باشند. وقتی خانواده ای خود از مقیمین صلاه باشند، نونهالان چنین خانواده ای نیاموخته، اهل نماز می شوند. چیزی که نیاز به آموختن دارد، فصول نماز است نه اصول نماز.
تربیت دینی و عبادی فرزندان در خانواده همچون آموختن شنا به ماهی است. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «کل مولود یولد علی الفطره حتی تکون ابواه یهودانه و ینصرانه»[8]
ترجمه: هر نوزادی به فطرت (اسلام و توحید) متولد می شود، آنگاه پدر و مادر او را به یهودیت و نصرانیت گرایش می دهند و از راه فطرت منحرف می سازند.
غریزه تقلید یکی از عزایز نیرومند و ریشه دار انسان است. اگر این غریزه نبود کودک چگونه می توانست بسیاری از رسوم زندگی، آداب معاشرت، غذا خوردن و... را فرا گیرد؟
چشم و گوش برای کودک چونان دریچه ای است که بطور مستمر می بیند و می شنود و ذهنش همانند آینه از مشاهدات خود عکس می گیرد و ضبط می کند. کودک برای ساختن شخصیت خود نیاز به الگو و اسوه دارد. خانواده و بخصوص والدین باید از این غریزه تقلید کمال بهره را بگیرند و تربیت دینی را از این طریق به کودک خود بیاموزند، همانگونه که پیامبر اکرم (ص) اسوه و الگوی نسل بشر اینگونه آموخت: «صلوا کما رایتمونی اصلی» همانگونه نماز گزارید که من انجام میدهم. والدین نمی توانند تنها با توسل به گفتار، کودکان خود را به رفتار نیک رهنمون گردند، مگر آنکه با رفتار و عمل، گفتار خود را تایید کنند.
امام صادق (ع) می فرماید: «کونوا دعاه الناس باعمالکم و لا تکونوا دعاه بالسنتکم»[9] مردم رابا رفتار وعمل خودبه حق رهبری کنید، نه با زبان خویش.www.zibaweb.com
قرآن این حقیقت را به زیباترین لفظ و معنی بیان می کند: «یا ایها الذین آمنوالم تقولون ما لا تفعلون»[10] ای ایمان آورندگان، چرا می گویید آنچه را که عمل نمی کنید.
در خانواده والدین به عنوان اصلی ترین عضو آن باید در تربیت دینی کودکان تلاش کنند تا متربی از سرشوق و اشتیاق به تجارب درونی دست یابد، به نحوی که خود بتواند فطرت خداجوی خود را کشف کند و تجربه دینی را بطور حضوری شهود نماید. این ممکن نخواهد شد جز با عشق. عشق کلید تربیت دینی است. کسب فضایل اخلاقی باید به واسطه عشق به خداوند حاصل شود. انسان کامل کسی است که بتواند گرایش های والای انسانی، همچون کمال طلبی، حقیقت جویی، خداجویی، علم طلبی، عدالت خواهی و... را در خود کشف کند و بپروراند. در حقیقت جمال معنوی است که می تواند دل را مهیای کمال سازد. برای شناخت حقیقت می توان از عقل و استدلال و نیز دل مدد جست. [11]
در گرایش کودکان و نوجوانان به امور دینی و مذهبی عناصر مختلفی نقش دارند. از جمله مهمترین و مؤثرترین این عوامل خانواده می باشد.
تربیت و آموزش، انتقال اطلاعات نیست بلکه تغییر در جهان بینی است.[12] هیچ تربیت و آموزشی بدون زمینه سازی، موفق نیست. اگر مجموعه عناصر و عوامل تاثیرگذار در ارسال یک پیام ارزشی، از وحدت و هماهنگی لازم در عمل برخوردار نباشد، نمی تواند موثر واقع شوند و چه بسا آثار یکدیگر را خنثی کنند.
عناصر و عوامل تاثیر گذارنده در محیط خانه ، مدرسه و جامعه در القای یک ارزش معنوی و رسانیدن پیام و بیان روح مذهبی ، اگر عملاً یکدیگر را نفی کنند و یا در برنامه ها و اظهار مطالب ، هر کدام راه و هدفی متفاوت و مغایر با یکدیگر بپیمایند ، در ذهن فرد تناقض بوجود می آورند و پیام منجر به ایجاد انگیزه ، شوق ، اراده و عمل نمی شود. اما در این میان ، یک نکته مهم و قابل توجه را نباید فراموش کرد که اگر تربیت دینی و مذهبی خانواده ای اساسی و ریشه ای باشد ، فرد تربیت شده می تواند در برابر تندبادهای مختلف فرهنگی و اجتماعی مقاومت کند و از مسیر صحیح زندگی خارج نشود. آموزش و پرورش روحیة مذهبی مناسب ، ابتدا از خانه شروع می شود و خانواده نقش مهمی در انتقال فرهنگ دینی از خود بروز می دهد.
حضرت امام (ره) با اشاره به تاثیر محیط خانه ، بویژه نقش مادر در سرنوشت فرزند می فرماید: دامن مادر بزرگترین مدرسه ای است که بچه در آنجا تربیت می شود. آنچه بچه از مادر می شنود غیر از آن چیزی است که از معلم می شنود. بچه از مادر بهتر می شنود تا معلم ، در دامان مادر بهتر تربیت می شود تا در جوار پدر یا در جوار معلم.[13]
از این رو پاکسازی محیط خانه از بدآموزیهای رفتاری و اخلاقی و ارائه الگوهای شایسته از مسئولیتهای جدی والدین است.
آداب و عبادات مذهبی چون پاسخی به عالی ترین نیازهای معنوی است ، اگر بطور طبیعی و با جلب رضایت قلبی ارائه شود ، احساس خوشایند را در آنان بر می انگیزد و متربی آن را براحتی جذب می کند ، چرا که عواطف و احساسات ، مهمترین نقش را در تکوین ، رشد و پرورش شخصیت جوان و نوجوان دارند. بدیهی است زمانی که کودکان و نوجوانان در معرض یادگیری و آموزش احکام و عبادات قرار دارند ، لازم است برای این موضوع زمینه سازی شود تا همراه با آموزش ، احساس خوشایند در او ایجاد گردد و به این ترتیب، نتیجه ای مطلوب به بار آورد. در اینصورت، تقویت چنین گرایش فطری نیز بسیار آسان و طبیعی خواهد بود. کسب عادتها و رفتارهای مذهبی بیش از آنکه متاثر از اندرزها و سخنان والدین باشد، معلول پذیرش رفتار، عواطف و احساسات مرتبط و همراه با مهر و محبت آنان است.[14]
با برانگیختن احساساتی خوشایند در حین انجام فرایض مذهبی در کودکان و نوجوانان، زمینه یادگیری رفتارها و احساسات مطلوب فراهم می گردد و این نیز به نوبه خود موجب تقویت انگیزه و گرایش به نیایش و ارتباط با پروردگار متعال می شود. یادگیری بیشتر رفتارها و گفتارهای کودکان و نوجوانان، براساس مشاهداتی است که نسبت به اعمال والدین دارند و نیز احساسی که فضای ارتباطی خانواده در آنها پدید می آورد، در این امر موثر است. در کانون خانواده است که گرایش دینی افراد تقویت می شود و خمیر مایه شخصیت مذهبی در آنان تکریم می یابد.
به عنوان مثال هنگامی که شب در خانه دست از سخن گفتن و بازی کردن با کودک دو ساله خود برمی دارید و سجاده ای پهن می کنید و به نماز می ایستید، از همان آغاز، کودک شما حس می کند که شما در حال خاصی به سر می برید، می بیند هر چه شما را صدا می کند جواب او را نمی دهید، بلکه در عوض کلماتی به زبان می آورید که با حرفهائی که به او می زنید فرق دارد. گاهی خم می شوید و قدری می نشینید و پس از چند بار نشستن و برخاستن، دوباره با او صحبت می کنید. همچنین وقتی نیمه شب فرزند از خواب برمی خیزد و چراغ را برخلاف شبهای دیگر روشن می یابد و پدر و مادر را می بیند که دور سفره ای نشسته اند و غذا می خورند و دعا می خوانند و پس از ساعتی، دیگر چیزی نمی خورند، با این تجربه، روزه عملاً در ذهنش نقش می بندد. وقتی به این ترتیب در دوران کودکی در خانه و خانواده عملاً با نماز و روزه و طهارت و نجاست و محرم و نامحرم و حلال و حرام آشنا می شود، اندک اندک اوضاع و احوال حاکم بر خانواده، به اعمال و آداب اسلامی تأدّب پیدا می کند. برای کسانی که از سابقه پرورش خانوادگی با آداب اسلامی بی بهره اند، عمل کردن به فرائض اسلامی مثل پریدن در استخری پر از آب سرد است. کسی که بر لب چنین استخری ایستاده می تواند نظراً خودش را قانع کند که باید به درون استخر بجهد اما عملاً پایش می لرزد، اختلافی که میان درجه حرارت تن او و آب استخر وجود دارد، انتقال دفعی از بیرون به درون استخر را مشکل می سازد، اینست که اگر مصمم به آب تنی باشد ابتدا سرانگشت پای خود را تر می کند بعد دستی به سر و سینه خود می کشد و خلاصه مدتی با آب بازی می کند تا بتواند دل به دریا بزند و با تمام بدن در آب فرو رود، بسا که همین ترس او از سردی آب سبب شود تا هرگز عملا وارد استخر نشود و همواره در کنار آب بنشیند. طفلی که از بدو تولد در فضای اسلامی بزرگ شده است، هرگز خود را با انتقالی این چنین نامانوس و دشوار مواجه نمی بیند، او به شناگری می ماند که از اول بی آنکه ابهت و غرابت و گزندگی سرمای آب استخر یکباره دست و پای او را سست کرده باشد، خود را تا گردن در آب می بیند، و اگر تصمیم به شنا کردن بگیرد دیگر ترس از آب، میان تصمیم و عملش فاصله ایجاد نخواهد کرد.[15]
بسیاری از رفتارها و گرایشهای کودک و نوجوان، از قبیل گرایش به نماز و روزه، شرکت در کارهای خیر و اهمیت دادن به وظایف و تکالیف دینی، غالباً متاثر از تجارب خوشایند تربیتی آنان در خانه و خانواده است. کودکان بشدت نیازمند و تشنه یادگری هستند و احتیاج به امنیت و آرامش خاطر و اتصال به یک قدرت، رحمت و عطوفت دارند. آوای ملکوتی قرآن و نوای دلنشین اذکار نماز، حتی در دوران بارداری مادر موجب جنب و جوش و شکوفایی گرایش و احساسات دینی در کودک می شود.[16]
حضرت علی (ع) می فرماید: «قلب نوجوان، همچون زمینی خالی است، هر بذری که در آن افکنده شود می پذیرد. من پیش از آنکه دلت سخت گردد و فکرت مشغول شود، به ادب و تربیت تو مبادرت کردم».[17]
بنابراین خانواده در تربیت دینی فرزندان و هدایت صحیح آنها بسوی رستگاری و اعمال صالح بیشترین و مؤثرترین نقش را در برابر سایر عوامل دارد، هر چند که نقش عوامل دیگر را نمی توان انکار کرد اما اگر تربیت دینی در یک خانواده به نحو احسن و با نظارت و کنترل دقیق و دور از هر گونه افراط و تفریط صورت گیرد، می توان بر بسیاری از دوگانگی ها و عوامل مخرب و تاثیرگذار دیگر غلبه کرد. چگونه است که در خانواده ای دختری با دیدن همکلاسی ها و دوستان خود از پدر و مادر خود تقاضا می کند چادر را از سر بردارد و همانند دوستانش در انظار حاضر شود و از سوی دیگر در خانواده ای دیگر در همان شهر، وقتی پدری در مهمانی اقوام و خویشان خود رو به دخترش می کند و به شوخی به او می گوید: در اینجا غریبه نیست چادرت را از سر بردار، آن دختر با ناراحتی و اخم اتاق را ترک می کند، این تفاوتها به نقش و نحوه تربیت دینی یک خانواده برمی گیرد.
وقتی در خانواده ای صدای آهنگهای بندری و ترانه های غربی آنقدر بلند باشد دیگر فریادهای یا حسین بسیجیان لای نیزارهای اروند جا می ماند و به گوش نمی رسد.
وقتی پدر و مادرها می نشینند فیلمهای مبتذل را از طریق ماهواره وویدئو و غیره با کیف تماشا می کنند و قربان صدقه فلان هنرپیشه و فلان خواننده می روند و آنها را الگوی زندگی خود قرار می دهند دیگر وقت ندارند که به سیلی خوردن حضرت زهرا (علیها السلام) فکر کنند و معصومین (علیهم السلام) را الگو و نصب العین زندگی خود قرار دهند و بچه های خود را با راه و رسم این بزرگواران آشنا سازند.
وقتی خانواده ای افتخار می کند که بچه شان «همبرگر» را درست تلفظ می کند و به پیتزا علاقه پیدا کرده است. وقتی بچه ها می بینند که مادرانشان کنار خیابان بدنبال جواهرات می گردند و پوست گوزن می پوشند و روسری ژورژت سر می کنند. وقتی پدرانشان غیرتشان را گم کرده اند و توی چراگاههای خیابان راه می افتند و گناه می چرند، دیگر چگونه توقع داریم که بچه ها تحت تاثیر تربیت دینی به اصول و ارزشهای فرهنگ دینی خود پایبند باشند.
بنابراین خانواده باید تلاش کند که آموخته های مذهبی کودکان با تجارب و احساسات خوشایندی شکل بگیرد. سعه صدر، ابراز احساس خرسندی و روحیه رضایتمندی، گرایش به این احساسات مذهبی را برای کودکان گوارا می سازد.
مشاهده رفتار اطرافیان (بخصوص والدین) انگیزه ای قوی و غنی برای یادگیری و آموزش فرزندان است. وقتی که کودک نسبت به رفتار و نحوه حرکات و حرف زدن والدین و اطرافیان کنجکاو می شود، باید توجه داشت که کنجکاوی وی بی هدف و بی نتیجه نیست، بلکه متضمن الگوگیری و مشارکت فعالانه او به صورت تجربه ای جدید در فرازهای حساس زندگی است. زمانی که نوجوان، الگوهای رفتاری مطلوب خویش را در موقعیتها و شرایط مختلف زندگی، در رفت و آمدها، میهمانیها و برخورد بستگان و دوستان مشاهده می کند احساس شادمانی، شوق و شعف سراسر وجودش را فرا می گیرد و عمیقا نسبت به رفتار آنها کنجکاو می شود و از آنان الگو می گیرد.
مهیا کردن چنین فضایی، بخصوص اگر همراه با مشارکت فعال کودکان و نوجوانان و همسالان آنان باشد برایشان بسیار دلنشین و دلپذیر است و همین امر بتدریج گرایش به امور مذهبی و روحیه اجتماعی را در آنان تقویت می کند. بدیهی است هر قدر الگو محبوبتر باشد، یادسپاری رفتار آسانتر می گردد. نگاهها و حالات و به سر بردن در این لحظات، غرق در سرور و شادی می شوند و سعی دارند که خود نیز این قبیل رفتارها را با اشتیاق تمام باز آفرینی کنند. پدر و مادر و اهل خانه اگر در رفتارهای خود، به راست گویی، صداقت، عفاف و حجاب، صبر و بردباری و توجه به حساسیت نسبت به اوقات نماز ارج بنهند و در عملکردهای خود ثابت قدم باشند، تاثیر گذاری و درون سازی گفتار و رفتارشان به مراتب بیشتر از زمانی است که تنها با گفتار و یا اجبار، فرزندان خویش را به کارهای مذهبی وادار سازند، در حالیکه خود در عمل سهل انگاری می کنند. لحظه های حساس و پرجاذبه رفتار پدر و مادر در ایجاد فضای دوستانه، صمیمی و دلنشین عاطفی در مواجهه با فرزندان، سبب می گردد که آنان بدون زحمت، رفتار مورد علاقه خود را مورد توجه و تقلید آگاهانه قرار دهند. پدر و مادر و اعضای خانواده، اگر توجه داشته باشند که در خانه، سفر یا گردش، در میمهانی و یا در حین کار و بطور کلی در هر موقعیتی به اصول و احکام دینی پایبند باشند و به آن اهمیت دهند، در تلقی و نگرش فرزندان نسبت به فرایض دینی تاثیر مضاعف خواهد داشت. [18]
بجاست که خانواده ها با الهام از فرهنگ غنی اسلام و احکام و تعالیم آن به تربیت صحیح فرزندان مراقبت و تربیت نیاز دارد و این جز از طریق عمل صالح و تادب به آداب شریعت و پرهیز از عوامل غفلتزا میسر نخواهد شد.
«ان فی دلک لذکری لمن کان له قلب او القی السمع و هو شهید»

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 20:24  توسط تیزرو  |